تبليغاتX
طلیعه زمین


طلیعه زمین

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است

بچه محل:

سلام باید به اطلاعتون برسونیم که مهسا یه مدتیه اینترنتش خرابه و نمیتونه بیاد

اینو مهسا گفت که به شما بگیم تا از یک سری از افکار احتمالی جلو گیری کنیم

پس فعلا خداحافظ تا موقعی که خود مهسا تا چند روز دیگه بیاد

  

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 16:8 توسط مهسا شریفی | |

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل

واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گ
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

واي بر من، همچنان مي‌سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان

من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي، آيا هيچ سر بر مي‌كنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟

سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي‌كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 17:12 توسط مهسا شریفی | |

نمونه کامل یک روشنفکر بچه مایه دار فرانسوی ! شارل در قرن ۱۹ در پاریس به دنیا آمد .پدرش یک عالمه دوست هنرمند داشت . به خاطر همین شارل در یک محیط روشنفکرانه بزرگ شد . بعد از مرگ پدرش با مادرش زندگی کرد تا ۲۱ سالگی که ثروت پدرش به او رسید و او را ثروتمند کرد . اما شارل مثل همه بچه پولدارهای بورژوا در زمان کمی ثروت را به باد داد و شروع کرد به شاعری در ضمن شارل مثل همه ی شاعر های نازک نارنجی در ۴۵ سالگی سکته کرد و از دنیا رفت .

  • روانکاوی ما به دیوانگان می ماند که جنونشان را در تقلای ادراکشان دامن می زنند .
  • زندگی بیمارستانی است که هر بیمار آن دیوانه وار می خواهد تختش را عوض کند .
  • شاعر در آسمان ها آشنای نزدیکی است که کمانداران را به سخره می گیرد و تلاطم توفان را می ستاید اما روی زمین در میان هیاهوی آدمیان از راه رفتن عاجز است . بال هایش سد راهند.
  • تنها سه نفر ارزش احترام دارند : کشیش . سرباز. شاعر - دانستن . کشتن و آفریدن .
  • « تخیل» ملکه سرزمین حقیقت است و «امکان پذیری» تنها یکی از ولایاتش . علیاحضرت خویشاوند « ابدیت »اند.
  • منم گورستانی که ماه از آن بیزار است .

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 16:22 توسط مهسا شریفی | |

مترو اصفهان سي و سه پل را مي‌لرزاند تاريخ ارسال: دوشنبه، 7 آذرماه 1384
گروه استان ها: عبور خطوط مترو از خيابان گلدسته و ورود آن به دولت خانه صفوي باعث مي شود اين خطوط به ناچار وارد خيابان چهارباغ بالا شده و سپس از کنار پل تاريخي سي و سه پل عبور کند. در صورت عبور مترو از کنار سي و سه پل، لرزش هاي شديد اين پل تاريخي را تهديد مي کند.
دولت خانه صفوي مهمترين بخش از محور فرهنگي تاريخي اصفهان محسوب مي شود. محدوده اين دولت خانه از ميدان نقش جهان و خيابان چهارباغ عباسي آغاز مي شود و تا چهارباغ بالا و پل هاي تاريخي سي و سه پل و پل خواجو ادامه پيدا مي کند. عبور مترو از اين محدوده مي تواند به آثار موجود در آن از جمله سي و سه پل تاريخي اصفهان آسيب هاي جدي وارد کند.
«علي خواجويي»، معاون حفاظت فني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان با اشاره به تازه ترين طرح هاي ارائه شده از سوي سازمان قطار شهري گفت: « سال گذشته طي بحث هايي که در خصوص عبور مترو از چهاباغ عباسي پيش آمد، مقرر شد اين خطوط از خيابان شمس آبادي عبور کند و اين موضوع در شوراي عالي ترافيک استان نيز به تصويب رسيد. با وجود اين مصوبه سازمان قطار شهري در تازه ترين اقدام خود قصد دارد خطوط مترو را از خيابان گلدسته عبور دهد که در اين صورت خط تازه مترو به ناچار پس از عبور از اين خيابان بايد وارد چهارباغ صفوي بالا شود و با گذشتن از دولت خانه صفوي از کنار سي و سه پل عبور کند.»
او گفت: «عبور مترو از خيابان چهارباغ بالا و سي و سه پل باعث ايجاد لرزش در اين پل تاريخي مي شود و اين لرزش ها مي تواند به مرور زمان خطر ساز ومخرب باشد.»
به گفته خواجويي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان همچنان معتقد است که مترو بايد از خيابان شمس آبادي عبور کند و به وسيله خيابان هاي فرعي به مسير خود ادامه دهد.
هم اکنون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان به شدت با عبور مترو از دولت خانه صفوي مخالفت کرده است. به دنبال مخالفت هاي سازمان ميراث فرهنگي قرار شد سازمان قطار شهري نتايج مطالعات بيشتر روي طرح هاي جديد خطوط مترو را به اطلاع سازمان ميراث فرهنگي برساند.
پل تاريخي سي و سه پل اثري منحصر به فرد از دوره صفوي است و با قدمت چهارصد ساله اي که دارد، عبور متر مي تواند آسيب هاي جدي و فراواني را به اين اثر تاريخي وارد آورد.
سي و سه پل يکي از مشهور ترين بناهاي استان اصفهان و ايران است که شهرتي جهاني دارد. سازمان جهاني يونسکو در آخرين اجلاس جهاني خود در شهر دوربان آفريقاي جنوبي از ايران خواسته است تا محور فرهنگي تاريخي اصفهان را با الحاق به ميدان نقش جهان در فهرست ميراث جهاني به ثبت برساند. پل تاريخي سي و سه پل و خواجو بخشي از محور فرهنگي و تاريخي اصفهان محسوب مي شود.
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 19:48 توسط مهسا شریفی | |

 

در تاریکی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید.
خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم:
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد.
سایه ای در من فرود آمد
و همه ی شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد.
پس من کجا بودم؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت
و من انعکاسی بودم
که بیخودانه همه ی خلوت ها را بهم می زد
در پایان همه رویاها در سایه ی بهتی فرو می رفت.

من در پس در تنها مانده بودم.
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام.
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود ،
در گنگی آن ریشه داشت.
آیا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود؟

در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من در تاریکی خوابم برده بود.
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هشیاری خلوت خوابم را آلود.
آیا این هشیاری خطای تازه من بود؟

در تاریکی بی آغاز و پایان
فکری در پس در تنها مانده بود.
پس من کجا بودم؟
حس کردم جایی به بیداری می رسم.
همه وجودم را در روشنی این بیداری تماشا کردم:
آیا من سایه ی گمشده ی خطایی نبودم؟

در اتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت.
پس من کجا بودم؟
در تاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بود
.

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 19:46 توسط مهسا شریفی | |

عيد صيام آمد و ماه صيام. شد
شكر خدا كه روزه گرفتن حرام شد

 خورشيد مي از آينه دل طلوع كرد
مثل شراب رنگ افق سرخفام شد

 يك ماه ميگساري و يكماه سرخوشي
من چشم باز كردم و ديدم تمام شد

 بازار زهد و سبحه و سالوس گرم گشت
بار دگر دوباره موذن ببام شد

 ايكاش بود يكسره در عين و شين وقاف
عمري كه صرف در الف وميم و لام شد

شادي كنيد و هلهله . مستي زحد گذشت
از دل كشيد عربده چون عقل خام شد

بنشين كنار ساغر و از جام كام گير
روز قعود آمد و ماه قيام. شد

ماهي كه شرب .منزلت و قرب داشت رفت
وآن كس نگشت مست الد الخصام شد

هركس نخورد مي زجهان ماند بي خبر
هر كس كه فيض برد جهانش بكام شد

 مستي عيار روشن تقواست پيش ما
هركس كه مست تر زهمه بود امام شد

من اقتدا به ساقي ميخانه كرده ام
كو را كنار ميكده جاي و مقام شد

ماهي كه روح تشنه عشاق صبح وشام
مست از شراب عشق عليه السلام شد

 تا رايت رهايي و رحمت بلند گشت
شمشير خشم حضرت حق در نيام شد

 ابروي تو هلال فرحبخش زندگيست
هرماه حسن مطلع و حسن ختام شد

من بعد ازين مجاور ميخانه ميشوم
كارم بدون واهمه شرب مدام شد

 با جام مي عبا و قبا را فروختم
زنار و دلق و سبحه و سجاده وام شد

فرمود پير ميكده شهر دل شقي است
محروم هر كسي كه ازين بار عام شد

 هر تار موي زلف سياه تو اي حبييب
در راه عاشقان نگون بخت دام شد

شبهاي قدر و هرچه قيام وقعود بود
قرباني قساوت چشم قطام شد

 افسوس بي حساب كه فصل طرب گذشت
اندوه بي شمار كه سنگم بجام شد

 آنقدر مست بود مشام دل سحاب
كاندر محله مضحكه خاص و عام شد

 تنها نه من اسير نگاه تو ام حبييب
هر كس كه چشم هاي تو را ديد خام شد

دل در نگاه او به طمئنينه دست يافت
مست و خراب دلبرك خوشخرام شد

هركس شبي پناه به مي برد فيض برد
هركس زمي گريخت نصيبش غمام شد

 تا كوي دوست فاصله دل زياد بود
جامي رسيد و فاصله ام نيم گام شد

ماندم خمار تا در ميخانه بسته شد
ماندم خمار و فرصت مستي تمام شد

                                           

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:37 توسط مهسا شریفی | |

وقتی که جنگ سرد ما بین بلوک شرق و غرب به اوج خود رسیده بود و کشورهای هر دو بلوک درصد بودند تا بیش از پیش مراقب یکدیگر باشند. یکی از سیاستمداران شوروی سابق پیشنهاد فعالیت های فضایی برای تحت نظر گرفتن طرف های مقابل را ارایه کرد.
طبق طرح روس ها یک وسیله فضاپیما به فضا پرتاب می شد و به نوعی در مدارزمین قرار می گرفت و چون هیچ مانع فیزیکی مابین این وسیله و زمین نبود به راحتی می شد بلوک غرب را تحت نظر گرفت. برای انجام این کار می بایستی از افراد واجد شرایط نیز استفاده می شد.
اما در ابتدا که هنوز هیچکس از شرایط زیست محیطی و ادامه حیات موجودات زنده در خارج از جو مطمین نبود دانشمندان روسی تصمیم گرفتند تا یک سگ زنده را به فضا پرتاب کنند. بنابراین سگی که بعدها به نام «هاش پاییز» (سگ بی سر و صدا) معروف شد بوسیله یک سفینه کوچک به فضا پرتاب شد که پس از یک دور چرخیدن در مدار زمین به سلامت به زمین بازگشت. در پی این آزمایش بسیار موفقیت آمیز روس ها تصمیم گرفتند انسان را هم به فضا بفرستند.
به دلیل اینکه وسیله فضاپیما به نوعی یک وسیله پرنده تلقی می شد شخصی که با این وسیله به فضا می رفت می بایستی خلبان باشد. بنابراین اولین شخصی که به فضا رفت یک خلبان نیروی هوایی ارتش شوروی سابق به نام «یوری گاگارین» بود. به این ترتیب فصل جدیدی در کشف ناشناخته ها گشوده شد. کشورهای بلوک غرب نیز در پی آزمایش های موفقیت آمیز روس ها تصمیم گرفتند اکتشافات فضایی خود را آغاز کنند.
به این ترتیب روس ها به عنوان هسته اصلی اکتشافات فضایی بلوک شرق و آمریکایی ها به عنوان هسته اصلی اکتشافات فضایی بلوک غرب در این زمینه با یکدیگر به رقابت پرداختند. هر کدام از مراکز فضایی (شهر فضانوردان در شوروی و ناسا در آمریکا) شرایط ویژه خود را برای جذب و آموزش خلبانان تعیین کردند. این شرایط با توجه به نوع کاری که از فضانوردان انتظار می رفت تعیین می شد. بطور کلی فراهم کردن شرایط ادامه حیات موجودات زنده در فضا کار بسیار دشوار و پیچیده ای است. به همین دلیل بیشتر ماموریت ها و اکتشافات فضایی روس ها با استفاده از سفینه های بدون سرنشین انجام می شد.
● شرایط فیزیکی
بطور کلی فضانوردان از میان داوطلبان بسیاری که برای این کار تقاضا می دهند انتخاب می شوند. همه کسانی که انتخاب می شوند باید از شرایط جسمانی و روحی و روانی ویژه ای برخوردار باشند. ناسا و هر مرکز فضایی دیگر به دنبال افرادی هستند که کار را در اولویت فعالیت های زندگی خود قرار بدهد. فضانوردان باید از شرایط جسمانی مطلوب همانند خلبانان برخوردار باشند.
البته اصلاح دید با استفاده از عینک یا لنز یا جراحی های ویژه که برای اصلاح دید به کار می رود مانعی برای فضانورد شدن نیست. به عبارت دیگر ناسا از این نظر محدودیتی برای فضانوردان قایل نمی شود. آزمایش ها و معاینه های پزشکی در خود مرکز فضایی انجام می شود و هر کدام از مراکز فضایی استانداردهای پزشکی خود را اعمال می کنند.
● شرایط تحصیلی
به دلیل گسترده شدن اکتشافات فضایی و همچنین بیشتر شدن کار و ماموریت فضانوردان شرایط تحصیلی فضانوردان نیز تغییر پیدا کرده است. امروزه بیشتر فضانوردان دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند. زیرا مطالبی را که آن ها باید در طی پنج سال دوره شبانه روزی فضانوردی بیاموزند بسیار پیچیده و فشرده است.
داشتن یک زمینه تحصیلی مناسب می تواند به آن ها کمک کند تا مطالب را بهتر بیاموزند. نوع مدرک تحصیلی بستگی دارد به کاری که به فضانورد محول می شود. به عنوان مثال در ماموریت های فضایی که در ناسا انجام می شود تعدادی از فضانوردان که متخصص ماموریت نام دارند برای انجام آزمایش های ویژه ای به فضا می روند.
در میان آن ها پزشک، بیولوژیست، فیزیکدان، شیمیدان، ستاره شناس، زیست شناس، گیاه شناس و... دیده می شود. متخصصان ماموریت خلبان نیستند بلکه افراد متخصصی هستند که برای انجام ماموریت های ویژه ای به فضا می روند. زیرا در گذشته فضانوردان که شرایط جسمانی لازم را برای رفتن به فضا داشتند پزشک یا دانشمند نبودند. به همین ترتیب نیز دانشمندان و پزشکان نیز شرایط لازم را برای رفتن به فضا نداشتند. در نتیجه تعدادی متخصص از رشته های مختلف که شرایط فیزیکی لازم را برای رفتن به فضا دارند جذب شدند تا پس از گذراندن دوره پنج ساله فضانوردی بتوانند خواسته های دانشمندان را در فضا اجرا کنند.
این افراد که زمینه تحصیلی لازم را برای این کار دارند دوره کامل ماموریتی را که می خواهند انجام بدهند می گذرانند. از طرف دیگر گروه دیگری از فضانوردان که خلبان هستند و دوره فضانوردی را می گذرانند هدایت سفینه فضاپیما را برعهده دارند. این افراد نیز دست کم فوق لیسانس در یکی از رشته های مهندسی را دارند.
به طور کلی فضانوردان می بایستی از زمینه تحصیلی برجسته ای برخوردار باشند تا بتوانند دوره بسیار فشرده فضانوردی را که به صورت شبانه روزی است و حدود پنج سال طول می کشد را پشت سر بگذارند. معمولا فضانوردان که کلاس های خود را در ایالت های فلوریدا و تگزاس و کالیفرنیا می گذرانند در خوابگاه زندگی می کنند. آن ها مجاز نیستند تا همراه خانواده شان زندگی بکنند.
● چگونه فضانورد شویم؟
کلاس ها بسیار فشرده و گاهی اوقات تا ۲۰ساعت در روز هم طول می کشد. استادان که خودشان دانشمندان رشته مربوطه محسوب می شوند به صورت خلاصه به مطالب اشاره می کنند و داوطلبان فضانوردی با مطالعاتی که در ساعت های خارج از کلاس انجام می دهند جزییات مطالب را می آموزند. در خلال برنامه های آموزشی تحصیلی برنامه های ورزشی و بدنسازی نیز وجود دارد که باید گذرانده بشوند. داوطلبان مجاز هستند فقط در صورت بروز شرایط اضطراری محل آموزشی را ترک کنند و به نزد خانواده خود بروند.
اگر به هر دلیلی داوطلب فضانورد به خاطر گذراندن دوره فضانوردی دچار مشکلات فضانوردی بشود باید از ادامه دوره انصراف بدهد یا اینکه خانواده خود را ترک کند. به این ترتیب داوطلب فضانوردی باید با خانواده اش هماهنگی و توافق کامل داشته باشد. یکی از مراحل استخدام داوطلبان مصاحبه با اعضای خانواده شخص مورد نظر می باشد. در صورتی که گروه انتخاب کننده اعضای خانواده را واجد شرایط نداند شخص مورد نظر برای گذراندن دوره فضانوردی انتخاب نخواهد شد.

 

         

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:25 توسط مهسا شریفی | |

   
طبق جدیدترین یافته های دانشمندان، همان‏ طور که پوست انسان زیر نور شدید آفتاب قرمز می‏ شود، سطح سیارک‏ ها نیز در اثر بادهای خورشیدی به رنگ قرمز درمی‏ آید.
 

اگر مدت زمان زیادی زیر نور آفتاب بایستید، برنزه می‏ شوید یا می‏ سوزید. به علاوه پوستتان صدمه می‏ بینید و علایم پیر شدن در آن ظاهر می‏ شود. این عبارات ممکن است شبیه آگهی تبلیغاتی یک کرم ضد آفتاب باشد، اما همین موارد در مورد سنگ‏های کوچک سرگردان منظومه شمسی نیز صدق می‏ کند. سطح یک سیارک جوان هم تحت تاثیر خورشید فرسوده و پیر می ‏شود اما این روند از تابش ماوراء بنفش ناشی نمی‏ شود بلکه نتیجه تاثیر بادهای خورشیدی است.

در صورتی که سیارک‏ ها در معرض بادهای خورشیدی قرار گیرند، طی 1 میلیون سال می‏ توانند از رنگ خاکستری، مثل ماه، به رنگ قرمز، مانند مریخ، درآیند. 1 میلیون سال در مقیاس نجومی زمان بسیار اندکی است. اما چرا این موضوع مهم است؟ محققان رصدخانه جنوبی اروپا (ESO) بر این باورند که این یافته نه تنها به منجمان کمک می ‏کند تا از روی ظاهر یک سیارک تاریخچه زندگی آن را شناسایی کنند، بلکه می ‏تواند به عنوان معیاری از تاثیرات ثانویه برخورد با دیگر سیارک ‏ها نیز به کار رود.

Image 

البته در این حوزه موضوعات بحث‏ برانگیز بسیاری وجود دارد. یکی از مهم‏ترین این موضوعات تفاوت آشکار بخش درونی سیارک‏ ها با شهاب‏ سنگ‏هایی است که در زمین یافت شده ‏اند. سیارک ‏ها نسبت به همتایان زمینی خود قرمزتر هستند. ولی علت این قرمزی چیست؟

«پیره ورناتزا»(Pierre Vernazza)، نویسنده اصلی مقاله، می گوید:"به نظر می‏ رسد سیارک ‏ها خیلی زود "برنزه" می ‏شوند. اما بر خلاف انسان‏ ها که از شدت تابش فرابنفش خورشید برنزه می‏ شوند، سیارک‏ ها به دلیل تاثیر بادهای قوی خورشیدی دچار این عارضه می‏ گردند".

اگرچه این یک کشف جالب به شمار می‏رود، سرعت "برنزه" شدن سیارک شگفت ‏انگیز است. پس از برخورد بین دو سیارک، سیارک‏ های جدیدی با سطوح تازه و دست‏ نخورده ایجاد می‏ شوند. با گذشت 1 میلیون سال، این سطوح جدید در اثر اصابت ذرات باردار باد خورشیدی به رنگ قرمز تیره‏ در می ‏آیند.

 میزان قرمزی سطح سیارک به مقدار زیادی وابسته به نوع ترکیبات معدنی سطح آن است. اما در هر صورت بخش عمده روند "برنزه شدن" در همان 1 میلیون سال اول رخ می‏ دهد. البته پس از آن نیز این روند ادامه می‏ یابد، ولی آهسته ‏تر.

   
                                منبع www.universetoday.com   
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 16:51 توسط مهسا شریفی | |

 

 

تمام تارها را می‌توان به عنوان راه حل‌هایی برای معادلات نظریه‌های ابرگرانش در ۱۰ یا ۱۱ بعد در نظر گرفت. هر چند که ابعاد ۱۰ گانه یا ۱۱ گانه با فضا زمانی که درک می‌کنیم، چندان شباهتی ندارد؛ اما در توجیه این نکته گفته می‌شود که ۶ یا ۷ بعد دیگر چنان پیچ خورده و کوچک شده‌اند که متوجه وجود آنها نمی‌شویم و فقط ۳ بعد باقیمانده را که بزرگ و تقریباً مسطح هستند، درک می‌کنیم.
لازم است یادآور شوم که شخصاً از پذیرفتن ابعاد بالاتر چندان خرسند نبوده‌ام. اما از آنجا که اثبات‌گرا هستم، پرسش «آیا ابعاد بالاتر واقعاً وجود دارند؟» بی‌معنی است. فقط می‌توان پرسید آیا مدل‌های ریاضیاتی با ابعاد بالاتر توصیف مناسبی از جهان ارائه می‌دهد یا خیر. ما تاکنون مشاهداتی نداشتیم که برای تفسیر آنها به وجود ابعاد بالاتر نیازی باشد. با این همه این احتمال وجود دارد که این ابعاد را در برخورد دهنده بزرگ هادرون که در ژنو قرار دارد، مشاهده کنیم. اما آنچه که بسیاری از افراد و از جمله مرا متقاعد ساخته است که مدل‌های با ابعاد بالاتر را جدی تلقی کنند، آن است که شبکه‌ای از ارتباط‌های غیرمنتظره که دوگانگی نامیده می‌شود، در این مدل‌ها وجود دارد. این دوگانگی‌ها نشان می‌دهد که مدل‌ها اصولاً معادل یکدیگرند، به عبارت دیگر این مدل‌ها جنبه‌های مختلف یک نظریه بنیادی هستند، که نظریه ام-تئوری نام گرفته است.
اگر وجود این شبکه از دو گانگی‌ها را نشانه‌ای از حرکت در مسیر صحیح ندانیم، تقریباً مثل آن است که فکر کنیم خداوند فسیل ها را در صخره‌ها قرار داده است تا داروین در مورد تکامل حیات گمراه شود. این دوگانگی‌ها نشان می‌دهد که ۵ نظریه ابرتار مبانی فیزیکی یکسانی را بیان می‌کند و از لحاظ فیزیکی معادل ابرگرانش است. نمی‌توان گفت که ابر تارها بنیادی‌تر از گرانش است یا برعکس، ابر گرانش بنیادی‌تر از ابرتار. بلکه این نظریه‌ها بیان‌های متفاوتی از یک نظریه بنیادی است که هرکدام از آنها برای محاسبه در موقعیت‌های مختلف مفید واقع می‌شوند. نظریه‌های تار برای محاسبه حوادثی که هنگام برخورد چند ذره با انرژی بالا و تفرق آنها روی می‌دهد، مناسب است زیرا فاقد بی‌نهایت‌ها است. با این همه این نظریه برای توصیف چگونگی تابدار شدن جهان به وسیله انرژی تعداد زیادی ذره یا تشکیل حالت محدود مثل سیاهچاله فایده چندانی ندارد. برای چنین وضعیت‌هایی به ابر گرانش نیاز است که اصولاً از نظریه فضا زمان خمیده اینشتین همراه با بعضی موضوع‌های دیگر تشکیل شده است. این تصویری از عمده مطالبی است که پس از این در مورد آنها صحبت خواهم کرد.
مناسب است برای تشریح اینکه چگونه تئوری کوآنتوم به زمان و فضا شکل می‌دهد، ایده زمان موهومی را بیان کنیم. شاید به نظر برسد زمان موهومی برگرفته از داستان‌های علمی تخیلی باشد، اما زمان موهومی در ریاضیات مفهومی کاملاً تعریف شده است: زمان موهومی زمانی است که با اعداد موهومی سنجش می‌شود. می‌توان اعداد حقیقی معمولی همانند ۱، ۲، ۵/۳- و غیره را به صورت مکانشان روی خطی که از چپ به راست امتداد دارد در نظر گرفت: صفر در وسط خط، اعداد حقیقی مثبت در سمت راست و اعداد منفی حقیقی در سمت چپ قرار دارند.
اعداد موهومی را می‌توان به صورت مکانشان روی خط عمود در نظر گرفت: صفر باز هم در وسط خط قرار دارد، اعداد موهومی مثبت رو به بالا و اعداد موهومی منفی رو به پایین ترسیم می‌شود. بنابراین اعداد موهومی را می‌توان به صورت نوع جدیدی از اعداد، عمود بر اعداد حقیقی معمولی در نظر گرفت. از آنجایی که این اعداد ساختاری ریاضیاتی هستند لازم نیست که به طور فیزیکی تحقق یابند، هیچکس نمی‌تواند به تعداد عدد موهومی پرتقال داشته باشد یا صاحب یک کارت اعتباری با صورت حساب اعداد موهومی باشد.
ممکن است کسی فکر کند که این گفته‌ها به این معنی است که اعداد موهومی فقط یک بازی ریاضی است که با دنیای واقعی کاری ندارد. با این همه از دیدگاه فلسفه اثبات‌گرا نمی‌توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که دریابیم کدام مدل‌های ریاضی جهانی را که در آن زندگی می‌کنیم، توصیف می‌کند. معلوم می‌شود که مدل ریاضیاتی شامل زمان موهومی نه تنها آثاری را که پیش از این مشاهده کردیم، پیش گویی می‌کند، بلکه آثاری را پیش گویی می‌کند که تاکنون نتوانسته‌ایم اندازه گیری کنیم، ولی به دلایل دیگر، آنها را باور داشتیم. پس چه چیز واقعی و چه چیز موهومی است؟ آیا این دو فقط در ذهن ما متمایز از یکدیگرند؟
نظریه نسبیت عام کلاسیک (یعنی غیر کوآنتومی) اینشتین زمان واقعی را با سه بعد دیگر فضا ادغام می کند تا فضا زمان چهار بعدی را به وجود آورد. اما جهت زمان واقعی با سه جهت دیگر زمان تفاوت داشت؛ خط جهانی یا تاریخ یک ناظر در زمان واقعی همیشه افزایش می‌یابد (به عبارت دیگر زمان همیشه از گذشته به سوی آینده حرکت می‌کند.) ولی سه بعد دیگر فضا هم می‌توانند کاهش یابند و هم افزایش به عبارت دیگر می‌توان در فضا تغییر جهت داد اما نمی‌توان در خلاف جهت زمان حرکت کرد.
از طرف دیگر، از آنجایی که زمان موهومی عمود بر زمان واقعی است، همانند جهت فضایی چهارم رفتار می‌کند و بنابراین زمان موهومی می‌تواند شامل احتمال‌هایی بیش از مسیر راه آهن زمان واقعی باشد که دارای آغاز و پایان است یا روی یک مسیر بسته حرکت می‌کند. با توجه به این مفهوم موهومی است که می‌گوییم زمان دارای شکل است.
● آیا زمین در یک چاله فضا-زمان واقع شده است؟
به زودی جواب را به دست خواهیم آورد: آزمایش فیزیکی مشترکی بین سازمان فضایی آمریکا(ناسا) و دانشگاه استنفورد ، به نام "گرانش کاو B" اخیرا به نخستین نتایج رسیده است. اکنون اولین سال جمع‌آوری اطلاعات این ماهواره در مدار زمین به پایان رسیده است. نتایج‌، که تجزیه و تحلیل آنها یک سال دیگر طول خواهد کشید، شکل انحنای فضا-زمان را در نزدیکی زمین مشخص خواهد کرد.
زمان و فضا –بر طبق نظریه نسبیت اینشتین –به یکدیگر بافته شده اند و ساختار تار و پودی چهاربعدی به نام فضا-زمان را به وجود آورده اند.جرم قابل توجه زمین ، این ساختار را به شکل یک گودی در می آورد.مانند شخص سنگینی که وسط یک تشک بادی نشسته باشد (هر چند که چنین خمیدگیهای فضا-زمان را اغلب در محیط اطراف اجرام بسیار پر جرم تر و فشرده تری مانند سیاهچاله ها، ستاره های نوترونی، و کوتوله های سفید سراغ داریم اما اگر با دقت کافی محیط اطراف اجرام بسیار کم جرم تری مانند زمین را نیز بررسی کنیم خمیدگی فضا-زمان ناشی از جرم زمین را می توانیم بیابیم).
بر طبق نظریه نسبیت عام اینشتین ، حرکت اجسام در ساختار تار و پودی فضا-زمان صورت می گیرد. یعنی جسم در حال حرکت تابع شکل فضا-زمانی است که در آن واقع شده است. بر اساس این نظریه، گرانش باعث تغییر شکل ساختار فضا-زمان می شود و در نتیجه حرکت جسم نیز بر اثر میدان گرانشی تغییر می کند. می توان گفت که به زبان اینشتین گرانش در اصل حرکت اجسام در مسیر خمیدگی ساختار فضا-زمان در اطراف جسم پرجرم است. یعنی وقتی زمین ر مداری به دور خورشید در گردش است از دید نسبیتی به دلیل انحنای فضا-زمان اطراف خورشید در این مسیر هدایت می شود.
اگر زمین ثابت بود، ضرورتی برای انجام این کاوش نبود، ولی از آنجا که زمین به دور خود حرکت دورانی دارد ، این خمیدگی نیز باید همراه با زمین بچرخد.زمین با پیچ و تاب دادن ساختار فضا-زمان به دور خود به آرامی آن را به صورت یک ساختار چرخشی ۴ بعدی در می آورد.این همان چیزی است که ماهواره گرانش کاو یا GP-B برای آزمایش آن به فضا فرستاده شده است.
این آزمایش براساس فکر بسیار ساده ای انجام می شود: یک ژیروسکوپ (گردش نما) در حال چرخش در مداری در نزدیکی زمین قرار می دهند ، در حالی که محور چرخش آن به سمت یک ستاره بسیار دور -در نقش یک مرجع ثابت و بدون حرکت- نشانه رفته است. بدون وجود نیروهای خارجی، محور ژیروسکوپ باید تا ابد به سمت همان ستاره ثابت بماند.ولی چون فضا-زمان در نزدیکی زمین خمیده است، جهت محور ژیروسکوپ به مرور زمان تغییر می کند.با اندازه گیری بسیار دقیق تغییرات جهت محور ژیروسکوپ نسبت به ستاره، می توان میزان خمیدگی فضا-زمان را در نزدیکی زمین اندازه گرفت.
اما در عمل این آزمایش بسیار دشوار است: ۴ ژیروسکوپی که در GP-B کار گذاشته شده اند، کامل ترین کره هایی هستند که تا به حال به دست بشر ساخته شده اند.این کره ها که هر کدام به اندازه یک توپ پینگ پونگ اند (به قطر حدود ۴ سانتی متر)، از جنس سیلیکون و کوارتز هستند. هیچ گاه اختلاف آنها با یک کره کامل بیش از ۴۰ لایه اتمی نیست. اگر ژیروسکوپ ها کاملا کروی نبودند، محور چرخش آنها حتی بدون اثرات نسبیتی ‌، حرکت می کرد.
بر طبق محاسبات فضا-زمان انحنا پیدا کرده در نزدیکی زمین باعث می شود تا محور ژیروسکوپ در طول یک سال به اندازه ی ۰۴۱/۰ ثانیه قوس جابه جا شود. یک ثانیه قوس ۳۶۰۰/۱ یک درجه است. برای اندازه گیری دقیق این زاویه، GP-B به دقت سنجش فوق العاده ۰۰۰۵/۰ ثانیه قوس نیاز دارد.این عمل مانند آن است که بخواهیم قطر یک ورق کاغذ را از فاصله‌ی ۱۵۰ کیلومتری اندازه بگیریم.
محققان GP-B فناوری های کاملا جدیدی را برای این اندازه گیری اختراع کرده اند. آنان ماهواره گرانش کاو را کاملا “بدون لرزش” ساخته اند تا در هنگام حرکت ماهواره در لایه های بالایی جو به ژیروسکوپ ها لرزشی وارد نشود. آنها دریافتند که چگونه از نفوذ میدان مغناطیسی زمین به داخل فضاپیما جلوگیری کنند و همچنین دستگاهی را برای اندازه گیری چرخش ژیروسکوپ ، بدون تماس با آن، اختراع کردند.
فرانسیس اوریت ، استاد فیزیک دانشگاه استنفورد و محقق اصلی پروژه GP-B می گوید: “در جریان انجام آزمایش هیچ حادثه غافلگیر کننده ای اتفاق نیفتاده است.” اکنون که مرحله جمع آوری اطلاعات پایان یافته است ، او می گوید : “دانشمندان GP-B با اشتیاق و علاقه بیشتری به کار خود ادامه می دهند و کار سخت پیش روی خود را نادیده نمی گیرند.”
در مرحله بعدی آنها باید اطلاعات گرفته شده را به طور دقیق و کامل بررسی کنند.اوریت توضیح می دهد که دانشمندان GP-B این کار را در سه مرحله انجام می دهند: در مرحله اول آنان اطلاعات را به صورت روز به روز بررسی می کنند تا بی نظمی های موجود در آنها را بیابند. سپس اطلاعات را به صورت ماه به ماه در می آورند و در نهایت آنها را به صورت یک مجموعه کامل به دست آمده در طول یک سال، تحلیل می کنند. بدین ترتیب دانشمندان ایرادات موجود در اطلاعات را ، که از طریق یک روش تجزیه و تحلیل ساده نمی توان پیدا کرد، می یابند.
نهایتا دانشمندان از سراسر دنیا نتایج را به دقت بررسی می کنند.اوریت می گوید: “بدین طریق به سخت ترین منتقدان، اجازه شرکت در این پروژه داده می شود.” اگر GP-B بتواند به طور دقیق چاله فضا-زمانی را که انتظار می رود مشخص کند، بدین معنی است که بر اساس باور عمومی فیزیکدانان نظریه اینشتین حقیقت داشته است ولی اگر این گونه نشود، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شاید ایرادی در نظریه نسبیت عام اینشتین یافته شود. اختلاف کوچکی که ظهور انقلابی بزرگ را در فیزیک عصر جدید اعلام خواهد کرد.

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 15:53 توسط مهسا شریفی | |

      

تلسکوپ فضایی جیمز وب در سال ۲۰۱۴جانشین تلسکوپ فضایی هابل خواهد شد. هر دوی این تلسکوپ ها با جستجو خود درباره ی مفاهیمی مثل تولد ستاره ها و تکامل کهکشا ن ها، درک ما را در باره ی فضا بهبود می بخشد. اما تلسکوپ فضایی هابل و جیمز و تفاوت های بسیاری با هم دارند.

برای شروع از این تفاوت ها می توان به این اشاره کرد که جیمزوب برای نگاه به جهان از اشعه مادون قرمز استفاده می کند. در صورتی که تلسکوپ فضایی هابل به وسیله ی طول موج مریی و فرابنفش به مطالعه جهان می پردازد. به علاوه جیمزوب آینه ای بسیار بزرگ تر از هابل دارد. این بزرگی به جیمزوب توانایی این را می دهد تا نور را در مساحت زیادی جمع کند وبتواند مکان های دروتر از دید امروز را نمایان کند. محدوده فعالیت هابل خیلی به زمین نزدیک است ،در صورتی که جیمز وب ۵/۱ میلیون کیلومتر با زمین فاصله خواهد داشت!

جیمزوب اساساً برای دیدن فضا از طول موج مادون قرمز استفاده می کند وبرای گرفتن عکس ها در طول موج های مختلاف از ابزار دقیقی استفاده می کند.

این ابزار طول موج های بین ۶/۰ تا ۲۸/۰ میکرون را پوشش می دهد( هر میکرون ۱۰متر است). طول موج فروسرخ بین ۷۵/۰ تا کمتر از ۱۰۰ میکرون است و به این ترتیب جیمز وب این توانایی را پیدا می کند که در حوضه فروسرخ کار کند و نور ها را به حوضه نور های مریی تبدیل کند.

در حالی که هابل توانایی دیدن جزئیات در طول موج فروسرخ بین ۸/۰ تا ۵/۲ میکرون را داردولی این  مقدماتی است در حوضه فرابنفش و طول موج مریی بین ۱/۰ تا ۸/۰ میکرون.

رصد بین طول موج های مختلف بسیار اهمیت دارد زیرا به ما ای توانایی را می دهد که داده های مختلفی را با طول موج های متفاوتی بررسی کنیم. این طول موج های مختلف به تهیه تصویر مرکب کمک می کند.

اندازه زره خورشیدی جیمزوب ۲۲ متر در ۱۲ متر است. آینه اصلی این تلسکوپ ۵/۶ متر قطر دارد و می تواند مساحت زیادی را پوشش دهد. میدان دید جیمزوب نسبت به هابل قابل توجه تر است.

فاصله زمین تا خورشید ۱۵۰ میلیون کیلومتر و مدار حرکت ماه به دور زمین تقریباً ۳۸۴۵۰۰ کیلومتر است. محدوده حرکت هابل به دور زمین حدود ۵۷۰ کیلومتر است.

مدارد حرکت جیمز وب به دور زمین نیست بلکه در محدوده   L2، ۵/۱ میلیون کیلومتری زمین قرار دارد. در محدوده ای واقع بین سیارات است ونسبت به شیئی مثل زمین وخورشید ثابت است

نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 19:2 توسط مهسا شریفی | |


Design By : Night Skin